محمد على آزاد كشميرى
390
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
دختر شاهزاده [ ظل السّلطان ] على ميرزا بن سلطان فتحعلى شاه قاجار را در عقد نكاح خود داشت . بعد از وفات والد ماجد خود كه در سنهء يكهزار و دو صد و چهل و يك [ 1241 ] يا چهل و دو [ 1242 ] هجرى واقع شده اندك زمانى به قيد حيات بود . او را پسرى است آقا زين العابدين » . 40 ) مولانا السيد مهدى بن العلامة السيد على الطباطبائى [ - 1249 ه ق ] طاب مرقدهما . از مشاهير فضلا و اذكياى فقها و علما است . اكتساب علوم و فنون پيش والد علامهء خود نموده در زمانش به كمال فضل و تبحر رسيده . حال علم و فضل و ورع و زهد آن جناب مشهورتر از آن است كه احتياج به بيان داشته باشد . مصراع : به ماهتاب چه حاجت شب تجلى را . مؤلف تذكرة العلماء از بعض افاضل ثقات كه در زمان آن جناب در كربلاى معلى بودند نقل كرده كه آن جناب ، جودت طبع وقاد و حدّت ذهن نقاد به حدى داشت كه رأى اقدس او در تدقيق جزئيات مسايل اختلافيهء فقهيه به جايى قرار نمىگرفت ، در هر شقى از شقوق « 1 » آنكه نظر و فكر و استدلال مىفرمود محامل « 2 » متفرعه و شقوق متنوعه بر آن مىافزود و نوبت به آن نمىرسيد كه اكتفا بر حكمى و اقتصار بر قولى فرمايد ، به اين جهت هيچگاهى فتوا در مسائل اختلافيه بر راى و اجتهاد خود نمىداد بلكه به همين وجه تدوين كتابى و تصنيف مقالى از آن جناب به ظهور نرسيده ، و كمتر متوجه تدريس مىگرديد . اگر گاهى به التماس علماى كربلاى معلى و اصرار اعزه و اقربا براى افادهء درس به مسجد والد مرحوم خود تشريف مىآورد صحن مسجد - كه بسيار وسيع است - از مستفيدان خدمت فيض بخشش كه اكثرى از ايشان علماى كبار و مجتهدين نامدار بودند پر مىشد و درس يك مسئله را كه بيان مىفرمود در ارشاد و دقايق و شقوق آن و بيان استدلالات متقدمين و متأخرين و تحقيق مطالب عاليه زياده از يك هفته مىگذشت و به اتمام نمىرسيد . و آنقدر در هنگام بيان ، دقت طبع و علو تقرير را كار مىفرمود كه اتصال سخن به امتداد زمان بيان ، نوبت به آشوب چشم آن جناب مىرسيد و آخر الامر به انقطاع تدريس مىپرداخت . چون برادرزادهء آن جناب آقا سيد حسين بن سيد محمد طباطبائى بعد از وفات والد ماجد خود ، اكثر اوقات التماس تصنيف كتابى در مسايل فقهيه به خدمت آن جناب مىنمود ، آن جناب از راه احتياط و عدم اتكال « 3 » بر رأى خود مسئول او را مقرون به اجابت نمىفرمود . چون اصرار سيد موصوف
--> ( 1 ) . شقوق - جمع شق ، يكى از صورتهاى فرضى . ( 2 ) . محامل - دلايل و وجوهى نداشتن . ( 3 ) . اتكال - اعتماد كردن بر كسى ، تسليم شدن .